ناصر الدين شاه قاجار
121
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
و بعضى شاهزادگان توىسركانى و غيره هم ديده شدند كامران ميرزا صورت سرخ و ريش سفيدى دارد كه از بيخ زده است و سبيلهايش سياه است رجبعليخان سرتيب هم صاحبمنصبان فوج ملايرى را بحضور آورده صاحبمنصبان سواره بودند و خود رجعلى خان پياده ايستاده صورت اسامى صاحبمنصبان را بعرض ميرسانيد همهء صاحبمنصبها با لباسهاى پاكيزه و اسب و اسلحهء خوب بودند و از دستجات سوار اوّل سوارهء ابوابجمعى محمّد خان را كه رياست قراسوران نهاوند با او است ديديم كه با پسرها و كسان و اتباعش همه آمده بودند بعد سوار نامدار خان خزل كه نيز با پسرها و كسانش آمده بودند ملاحظه شدند بعد دستهء سوارى ديديم كه شاهزاده عماد السّلطنه حاكم ملاير و نهاوند و تويسركان معرّفى آنها را نموده عرض كرد سوارهء سوردى هستند بعد جناب امين السّلطان و ساعد الدّوله و امين خلوت و جلال الدّوله پيدا شدند كه معلوم شد در بين راه توى دهى بنهار افتاده بودند و بعد از نهار آمده بركاب ما ملحق شدند بعد جمعيّت زيادى از اهل شهر نهاوند و مردم تماشائى از هرقبيل و جماعت يهود با توريةها و غيره ديديم اطراف راه ايستادهاند جمعيّت و ازدحام غريبى بود آمديم تا نزديك اردو نهر بزرگى هم چنان كه پيش نوشتيم از سراب كاماساب جدا كرده به جهت زراعت بدهات اطراف مىبرند كه همه جا در دست راست ما بود بعد جلو راه بتپّه رسيده آمديم بسر تپّه ديديم اردو در وسط درّه كنار رودخانهء كه از سراب كاماساب جارى است در جاى بسيار خوب باصفائى افتاده است